أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
173
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
آنجا منزل به منزل با حضور خاطر و فراغت دل در ظلّ عاطفت حلّال هر مشكل ، نواحى تبريز را از گرد سم اشهب جهاننورد عنبربار و مشكبيز گردانيد . سادات واجب الاحترام و قضات انام و علماى فخام و رؤوس دهاقين و ارباب حرف و باقى متوطّنان و اهالى شرف و تجّار و غرباى هرجانب و طرف ، قدوم لشكريان را به اكرام تمام استقبال نموده به شرف ملاقات و مقالات امراى عظام مشرّف شدند . و بعد از عزّ تلاقى اركان دولت فرقهاى از سادات كه لباس حال لطافتمآل ايشان به طراز « إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ » « 1 » مطرّز و بعضى از علما كه صورت احوال ايشان از متابعت ائمّهء هدى - صلوات اللّه عليهم مادام البقا - به زينت « إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ » « 2 » محلّى بود ، در مجلس فردوسمثال راه يافته به عزّ مجالست مجلس بهشتآيين [ 218 ] شاهى مفتخر و مباهى گشتند . و طوطى ناقهء كرامت آيات آن حضرت به ذكر هرگونه دقايق و نكات از ترشّح چشمهء حيات جانبخش آن طايفه كه از بيم غريق بحر ممات بودند گشت . و از مذهب عليّه علويّهء اماميّه از ايشان امّهات مسايل را سايل گشته ، آنچه طبع اهل خلاف به آن مايل شده بود به اوضح دلايل ابطال فرمود 32 . و در همان مجلس به اتّفاق علما عليّة المذاهب كه در سفر همراه مواكب شاه ولايتمراتب بودند به ترتيب خطبه اشتغال نمود . و روز ديگر رايات همايوناثر كه چون اغصان ميوهپرور بر سر آن حضرت سايهگستر بود از ظاهر تبريز به داخل آن محروسهء فرحبخش دلاويز نقل كرده به باغ هشت بهشت كه از نزاهت رياحين و لطافت بساتين رشك خلد برين است نشيمن ساخت و چند روزه در آن منزل كه رشك اين قصر فيروزه بود ، رحل اقامت انداخت . و الحقّ ، آن باغ سرمنزلى است كه چشم خردهبين بر سطح زمين اساسى چنان متانتنشان و بنايى به آنسان شاهنشين نديده ، گوئيا معمار خرد طرح آن را به امداد مهندس عقل بر تختهء هستى كشيده و بنّاى قضا بناى دلگشاى آن را به سفيداج صبح رنگ ريخته و رفعت آن قصر بىقصور از خشت ماه و مهر انگيخته و جهت پرداخت
--> ( 1 ) . احزاب ( 33 ) ، آيهء 33 . « خدا مىخواهد پليدى را از شما دور كند » . ( 2 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 28 . « هر آينه از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مىترسند » .